تبلیغات
❦☾بی نشان☽❦
❦☾بی نشان☽❦
دنیا سوت پایان را بزن! صداقت من حریف دروغ این زمانه نمی شود.


مطلب رمز دار : آسمون..آشوب...رعدو برق...تحول..
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در شنبه 1395/06/13 ساعت 06:12 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


بوی فراموشی گرفته ام
بوی فراموشی گرفته ام ، رنگ تنهایی

دلشکستگی ، بغض و خاموشی چیزی نیست


گمانم تاریخ مصرفم گذشته است !

♥ نوشته شده در شنبه 1395/06/13 ساعت 08:38 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


دستانم را می توانی ببندی...
دستانم را می توانی ببندی

پاهایم را می توانی ببندی

دهانم را می توانی ببندی

اما ذهنم را هرگز!

یک روز

از ذهن من

از ذهن تو

از ذهن ما

هزاران پرستوی وحشی

به آسمان خواهد پرید

ژان پل سارتر





♥ نوشته شده در جمعه 1395/06/12 ساعت 02:59 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


مــــرا میشناسی تو ای عشق...

مــــرا میشناسی تو ای عشق ،


کـــه در مـــن گره خورده احســـاس رویــــش . . .


گــــره خورده ام من ،


به پــــــرهای پـــرواز . . .


گره خورده ام من ، به معنای فـــردا


گره خورده ام من ، به آن راز روشـــن


کــــه می آید از سمت سبز عدالـــ♥ــــــت


صدایـــم کن از ذهن زاینده ی ابــــر


مـــــرا زنده کن زیـــر آوار باران


مــــرا تـــازه کن در نفس هـــای بارآور برگــــ


مـــرا پل بزن تا سحـــــر


تــــا سبد های بارآور بــــــاغ ،


تو را میشناسم مـــن ای عشق ،


شبیــــه عطــــر باد در کوچــــه پیچیـــد


مــــن از شعــــر پیراهنی بر تنم بـــود


بــــه دستـــم چراغ دلــــم را گرفتم . . .


و در کوچه عطر عــــــود پر بـــود ،


در کوچــــه بـــــــاران ، چه یکــــریز و سرشار


گرفتـــم به ســـر ، چتـــر بـــاران


شاعر:محمدرضا عبدالملکیان.


(ممنون از مثل ماه عزیز که نام شاعر رو گفتن)



♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/06/11 ساعت 03:57 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


به شبنمی می ماند آدمی
به شبنمی می ماند آدمی

و عمر چهل روایتش،

به لحظه رویت نور

بر سطح سبز برگی

می لغزد و بر زمین می چکد….

تا باری دیگر

و کی؟

وچگونه؟

وکجا؟…

حسین پناهی


پ.ن:خیلی زود دیر میشه!!

قدر لحظه هامون رو بدونیم..

قدر کسانی که دوسشون داریم رو بدونیم..

خاطرات شیرین رو بیش تر کنیم چون خیلی زود دیر میشه

و تنها چیزی که میمونه خاطرات هستن!!

♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/06/11 ساعت 12:56 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


لحظه ها را دریاب..
لحظه ها را دریاب

چشم


فردا کور است


نه چراغیست در آن پایان


هر چه از دور نمایانست


شاید آن نقطه نورانی


چشم گرگان بیابانست


فروغ فرخزاد



♥ نوشته شده در چهارشنبه 1395/06/10 ساعت 02:32 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


سلام..
سلام..

من عذر خواهی میکنم اگه بعضی دوستانم رو با رفتنم ناراحت کردم..

راستش من اینجا رو خیلی دوست دارم..

دوستانی که اینجا دارم هم خیلی دوست دارم خیلی برام عزیزن..

احساس مجازی ندارم..

واقعا مثل دوستان واقعیم تک تک تون رو دوست دارم...جزء خاطرات شیرین زندگیم هستین..

به خاطر همین هیچوقت نمیتونم اینجارو کامل رها کنم..

به قدری وابسته شدم که دوری برام سخته..

کم کم باید مجددا درسم رو شروع کنم و طبیعتا کمتر میتونم بیام

ولی این چند روز باقی مونده رو میخوام باشم..میخوام با تمام وجود حستون کنم

میخوام خاطرات شیرینم رو بیش تر کنم..

دوستی گفتن که برای هر صفحه وبشون کلی خاطره دارن دقیقا برای منم همینطوره چه تلخ چه شیرین همشون رو دوست دارم

یه بار بعضی مطالبم رو حذف کردم ولی یک عمر پشیمونم دیگه هیچوقت این کار رو نمیکنم..

ممنونم از همتون ممنون به خاطر همه خوبیهاتون..

براتون بهترین هارو آرزو میکنم..شما بهترین هستین

پ.ن:بانو فرزانه عزیزم مدتیه که نیستی ولی یادت همیشه هست..
ممنونم که همه این مدت ها کنارم بودی..ببخشید که دوست خوبی نبودم..
نمیدونم چطور خوبیهات رو جبران کنم..امیدوارم همیشه خوشحال و موفق باشی

♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/06/9 ساعت 02:29 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


مدتی نیستم..
مدتی نیستم..

 تحمل اینجا کمی برام سخت شده

نمیدونم چرا ولی این چند روز اینجا

خیلی احساس ضعف میکنم

دلم به شدت میگیره

اگر باعث ناراحتیتون شدم عذرخواهی می کنم

خیلی دوستون دارم

مراقب خودتون و خوبیهاتون باشین..

فعلا...

♥ نوشته شده در جمعه 1395/06/5 ساعت 06:20 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


من جـــایی نرفتـــم
من جـــایی نرفتـــم

  تنها گوشـــه‌ای

از خـــودم  نشستــه‌ام

  همـــــین…..!

♥ نوشته شده در جمعه 1395/06/5 ساعت 08:58 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


فقط سایه خودم
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ...

اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند!

فقط او میتواند مرا بشناسد!

او حتماً می فهمد ...

می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم

را چكه چكه در گلوی خشك سایه ام چكانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت !

" صادق هدایت"



♥ نوشته شده در جمعه 1395/06/5 ساعت 08:55 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


تنهایی
تنهایی

داشتم به این واژه فکر می کردم..


تنهایی ...مجبور باشی سکوت هم کنی..مجبور باشی بغض هم کنی..


آه باز هم سکوت..سکوت و سکوت...

سکوت به احترام چی؟ به احترام تنهایی؟؟!!

واقعا جالبه...

تنهایی سکوت کنی؟!!

اهای گمشده آدم تو تنهایی هاش فریاد میزنه

می فهمی فریاااد

پ.ن:خودم رو پیدا کردم اما غریبه تر شدم..باخودم..

یادآوری نوشت:


هر از گاهی خودت را از " خودت " طلب کن 


شاید گم شده باشی ...



♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/06/4 ساعت 01:11 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


دل شکستن...
فرشته گفت:

پس قرارمان این باشد

هر چه انسان روی زمین انجام داد

نتیجه اش را ببیند

خدا گفت: غیر از دل شکستن

که جواب آن را خودم مے دهم

♥ نوشته شده در چهارشنبه 1395/06/3 ساعت 07:22 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


ســـــکوتـــــــــــ

سکوت

چه هیاهویی دارد این سکوت

حرف هایی که در سکوت زده می شوند

عاشقانه هایی که در سکوت گفته می شوند

بغض هایی که در سکوت ترکیده می شوند

و مرگی که در سکوت اتفاق می افتد

آری سکوت پر از ناگفتنی هاست، پر از فریاد هاست

گوش دل خواهد و چشم دل

گمشده

♥ نوشته شده در دوشنبه 1395/06/1 ساعت 08:47 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


چمدانِ خالی

چو پرنده ای که تنها،


همه روز را پریده


پی جفت خویش و اکنون


به دم غروب غربت


نفس تشستنش نیست


چه کنم خدای من!


چاره ی خسته بالی ام را


منم آن مسافر ره،


که به ایستگاه فردا،


همه عمر،حمل کردم،


به هزارگون مشقت


چمدان خالی ام را


استاد شفیعی کدکنی



♥ نوشته شده در دوشنبه 1395/06/1 ساعت 12:48 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


خداحافظ:(

خداحافظ، توی ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


پ.ن:خداحافظ دوست گلم


برات بهترین ها رو آرزو می کنم


امیدوارم دوباره که دیدمت


قشنگ ترین لبخند ها روی لب تو باشه..


به امید دیدار..


♥ نوشته شده در یکشنبه 1395/05/31 ساعت 10:56 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


هیچ گاه نفهمیده ام
هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن

چرا این همہ غم انگیز است

هیچ گاه نفهمیده ام چرا مےگویند

آدمها با قلبهایشان عاشق مےشوند

وقتے کہ من همیشہ عشق را

در گلویم احساس مےکنم

♥ نوشته شده در یکشنبه 1395/05/31 ساعت 01:18 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


دلم که تنگ میشود
 دلم که تنگ میشود

دست به دامان پنجره ها می شوم

دلم که تنگ می شود

بوی خاک باران خورده به دادم می رسد

خاک باران خورده برگهای خیس

خدای مهربان

تنهایی که فشار می آورد

همه نیست می شوند!

پ.ن:دلتنگمو دلگرفته..

خداجون ...


آه سکوت می کنم...

♥ نوشته شده در جمعه 1395/05/29 ساعت 10:07 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


صدای آب می آید

صدای آب می آید

مگر در نهر تنهایی

چه می شویند ؟

لباس لحظه ها پاک است


♥ نوشته شده در جمعه 1395/05/29 ساعت 11:46 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


خــــــــــدایـــــــا
خــــــــــدایـــــــا

ایــن  ســَــرنــوشــتــی  کـه  بـرایـــم  تــَـجـویـــز  کـــــردی

عـــــوارضــــــش  زیــــــاد  اَســــــت


ســیـــنــــه ام  مـیــســــــوزد


چـشــمـــــــانــَـــم  خـیــــــس  مـیــشـــــــود


گــَــلـــــویــــَـــم  مـیـــــگـیــــــرد


نــَــفـــســـــــم  تـــَــنــــگ  مـیـــشـــــــود .


راســـــتــــی  خـــــــــــدا


مــدتـــــهــاســت  سـَـــرم  درد  مـیـکــُـــــنـد


دُکـــتــــرهــا  مـیگـویـــنــــد :

تــــوده ای  از  حـــرفـهـــای  نـَگـُـفـتــه  در  سـَـــر  دارے . . .

♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/05/28 ساعت 08:51 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


دل اگر دل باشد
میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد





♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/05/28 ساعت 10:27 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


Design By : Bia2skin.ir