تبلیغات
❦☾بی نشان☽❦
❦☾بی نشان☽❦
دنیا سوت پایان را بزن! صداقت من حریف دروغ این زمانه نمی شود.


میگذره
میگی میگذره ، آره میگذره

همه چی میگذره حتی من ، حتی تو

افسوس که روزامون گذشت و فردامون مثل امروز ، امروزمون مثل دیروز

وقتی به خودمون میام که میگن روحش شاد آدم خوبی بود !



♥ نوشته شده در شنبه 1395/08/1 ساعت 04:53 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


وفـــاداری
وفـــاداری

یک کار خـــودآگاهانه نیست…!

اگـــر کســـی را از ته دل دوست داشتـــه باشی

خود به خود به او وفـــاداری……





♥ نوشته شده در چهارشنبه 1395/07/28 ساعت 05:24 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ
ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻗﻮﺭﺕﺩﺍﺩﻧﺶ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﯽ ﺗﻨﺪﻭﺗﻨﺪ ﺁﺏﺑﺨﻮﺭﯼ؟؟

ﺷﺪﻩ ﺩﻟﺖ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﭘﺮ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ،

ﺍﻟﮑﯽ ﺑﺎﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺩﻋﻮﺍﮐﻨﯽ؟؟

ﺷﺪﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼﺧﺎﻧﻮﺍﺩﺕﺑﺎﺷﯽ

ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﯽ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖﺑﻐﻀﺘﻮ ﺑﺸﮑﻨﯽ؟؟


ﺷﺪﻩ ﺯﯾﺮ ﭘﺘﻮ ﺍﺯ ﻋﺮﻕ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ

ﺍﻣﺎﺣﺎﺿﺮﻧﺒﺎﺷﯽﺑﯿﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﺎ ﺧﯿﺴﯽﭼﺸﻤﺎﺕ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﻦ؟؟

ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻄﻠﻖ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ

ﺑﺮﺍﯼﺍﯾﻨﮑﻪﺻﺪﺍﯼ ﻫﻖ ﻫﻘﺖ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻧﺸﻪﺑﺎﺩﺳﺖﺟﻠﻮ ﺩﻫﻨﺖ ﻭ ﺑﮕﯿﺮﯼ؟؟

ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺻﺒﺢ ﺗﻮﺁﯾﻨﻪﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﭘﻒ ﮐﺮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ؟؟

ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻮﺍﻝ کسی ﮐﻪ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ : ﭼﯽﺷﺪﻩ؟ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ !!!

ﺑﮕﯽﺧﻮﺑﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﻐﺾ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺻﺪﺍﺕ ﺑهش ﺑﮕﻪﺑﺎﻭﺭﻧﮑﻦ؟؟

ﺷﺪﻩ ﻫﺮ ﺁﻥ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﺖﻧﯿﺎﺩ ..

ﻧﻔﻬﻤﻦ ﻋﻤﻖ ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪﺵ ﻟﻮ ﺑﺮﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﺖﻋﺠﯿﺐ ﺧﺮﺍﺑﻪ؟؟

ﺷﺪﻩ ﭘﺎﺷﯽ ﺑﺮﯼ ﺟﻠﻮ ﺁﯾﻨﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﭙﺮﺳﯽ :ﺩﺭﺩﺕﭼﯿﻪ؟؟

ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺧﻮﺩتو ﺍﺫﯾﺖﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟

ﺷﺪﻩ ﺧﻮﺩﺗﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻋﻼﻣﺖﺳﻮﺍﻝ ﺟﻮﺍﺏﺑﺪﯼ؟؟؟

ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ…………………………..؟؟؟؟

ﺷﺪﻩ ﮐﻪ……….

ﺍﮔﻪ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﺣﺎﻝ ﺍﻭﻧﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦﭼﯿﺰﺍﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ؟؟

ﺳﺨته …



♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/27 ساعت 10:35 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


باران

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد

ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم

به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم . .



♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/27 ساعت 06:16 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


من از درد نمی نویسم
من از درد نمی نویسم من با درد می نویسم

من از تنهایی نمی نویسم

من تنهای تنها می نویسم

من از مردن نمی گویم

منِ مرده، می گویم

من از فاجعه ها خبر نمی دهم

من خود فاجعه ی بی خبر هستم




♥ نوشته شده در دوشنبه 1395/07/26 ساعت 04:12 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


از من به تو
از من به تو

و از تو به هر که دوست داری

همیشه وقف بی وقفه های دیگری مباش

که اشتباه تعبیر می شوی





♥ نوشته شده در یکشنبه 1395/07/25 ساعت 06:27 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


محبت ها
دور گردنش شال پیچیدند،

و سرش کلاه گذاشتند و رفتند …

کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد



♥ نوشته شده در شنبه 1395/07/24 ساعت 10:11 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


حکایت عجیبی ست
حکایت عجیبی دارد این اشک

کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به کاش



♥ نوشته شده در جمعه 1395/07/23 ساعت 08:48 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ!
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ!

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻫﻤﯿﻦ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻫﺎ

“ﻋﺰﯾﺰﻡ” ﻫﺎ

“ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ” ﻫﺎ

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ!

ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ !

ﻫﻤﯿﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﻫﻤﯿﻨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ “ﺁﺷﻖ” ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺩﺍﯼ”ﻋﺎﺷﻖ” ﺭﺍ ﺩﺭﺁﻭﺭﻧﺪ!

ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻋﺸﻖ!

ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺳﺮﺵ ﮐﻼﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ،

ﻧﻪ ﻻﯾﻖ ﻋﺸﻘﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ !



♥ نوشته شده در جمعه 1395/07/23 ساعت 11:50 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


کاش مـــیتوانست
کاش مـــیتوانست به رود بیندازد خودش را

ماهــــی کوچکـــی که

دلـــش دریا بـــود و

خانـــه اش بــــرکه...!



♥ نوشته شده در پنجشنبه 1395/07/22 ساعت 12:20 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


دنبال گمشده ای می گردم
اینجا همه دلتنگ اند، دنبال گمشده ای می گردند

من هم دنبال گمشده ای می گردم

گمشده ای به نام من



♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/20 ساعت 08:51 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


کاش می دانستم...

کاش می دانستم بعد از مرگم


اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود


و آخرین سیاه پوش که مرا به فراموشی می سپارد


چه کسی خواهد بود…


تا قبل از مرگم ، جانم را فدایش کنم



♥ نوشته شده در یکشنبه 1395/07/18 ساعت 02:10 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو
کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو ،

ای شب بوی شب های بی بوی من

کجایی ای منِ من ؟

کجایی ای من ؟ تا جانی دوباره بخشی این من را …

بی تو این من تهی است ، هیچ است و پوچ

با تو این من ، من است

آری با تو ای مادرم …






♥ نوشته شده در شنبه 1395/07/17 ساعت 08:44 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


بعضی ها چهره شان خیلی معمولیست
بعضی ها چهره شان خیلی معمولیست

امّـــــــــــا……


آنچه در قسمت چپ سینه شان می تپد دل نیست،


اقیــــانــــوس محبّـــت است.


بعضیها تُنِ صدایشان خیلی معمولیست ،


امّــــــــــا …..


سخن که میگویند، در جادوی کلامشان غرق میشوی


بعضیها قد و قامتشان معمولیست


امّــــــــــا…..


حضورشان تپش قلب می آورد


بعضیها خیلی معمولی هستند


امّـــــــــا ….


همین معمولی بودنشان ، است که در کنارشان به ارامش میرسی


فقط آرامش مهم است.


ثروت،شهرت،زیبایی و جمال…


همه عادی میشوند


فقط قلب آدم هاست که اهمیت دارد…

♥ نوشته شده در جمعه 1395/07/16 ساعت 12:39 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


گاهی

گاهی دلت بهانه‌هایی می‌گیرد که خودت انگشت به دهان می‌مانی…


گاهی دلتنگی‌هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می‌کنی…


گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده‌ات!


گاهی دلت نمی‌خواهد دیروز را به یاد بیاوری


انگیزه‌ای برای فردا نداری؛


و حال هم که ….


گاهی فقط دلت می‌خواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری


و گوشه‌ترین گوشه‌ای که می‌شناسی بنشینی و فقط نگاه کنی.


گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می‌شود…




♥ نوشته شده در جمعه 1395/07/16 ساعت 12:36 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!!

من دلم می خواهد

ساعتی غرق درونم باشم!!

عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دورتر از رفقا…

خالی از هرچه فراق!!

من نه عاشق هستم ؛

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من دلم تنگ خودم گشته و بس…!



♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/13 ساعت 10:48 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


به چه می ارزد عشق…؟
به چه می ارزد عشق…؟

به یکی دل که چه آرام شکست هیچ نگفت

به دوتا چشم که نگاهش همه تر هیچ نگفت

یا به صد خاطره کز یاد تو مانده است به جا 

به چه می ارزد عشق

من ندانم تو بگو… به چه می ارزد عشق…؟

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس

سند عشق، به امضا شدنش می ارزد…

امیر امیری مهین

♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/13 ساعت 11:09 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد
گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد

جز گپ ریز ریز با مادرم …

هی من حرف بزنم

هی او چای تازه دم بریزد…

هی چای ام سرد بشود

هی دلم گرم…

آنجا که چای ات سرد می شود

و دلت گرم

“خانه پدر است”



♥ نوشته شده در سه شنبه 1395/07/13 ساعت 11:05 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


تسلیت...

پست ثابت


فدای صداقت اون بی سوادی که وقتی ازش پرسیدند عشق چند حرفه؟

گفت:چهار حرفه!

همه بهش خندیدن

اما زیر لب زمزمه میکرد:

حسین…

***********************************


«الف» قامت «ارباب» را که برداری،،

این «رباب» است که می ماند و

«تنهایی»او...!!


پ.ن: ماه محرم رو به همه دوستان تسلیت عرض می نمایم





برچسب ها:Moharam٩٥،
♥ نوشته شده در دوشنبه 1395/07/12 ساعت 11:10 ق.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


جای من خالی است

جای من خالی است

جای من در عشق

جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار

جای من در شوق تابستانی آن چشم

جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت

جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت

جای من خالی است

من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟

من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟…


محمدرضا عبدالملکیان


♥ نوشته شده در شنبه 1395/07/10 ساعت 10:40 ب.ظ توسط ♥ఌఌگمشدهఌఌ ♥ : نظرات()


.: تعداد کل صفحات 15 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

Design By : Bia2skin.ir