تبلیغات
♥♥` •.¸¸.•furious ҉ heart♥♥` •.¸¸.
♥♥` •.¸¸.•furious ҉ heart♥♥` •.¸¸.

می گویند عشق آنست که به او نرسی و من می دانم چرا …! زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد…
مدتی نیستم..

 تحمل اینجا کمی برام سخت شده

نمیدونم چرا ولی این چند روز اینجا

خیلی احساس ضعف میکنم

دلم به شدت میگیره

اگر باعث ناراحتیتون شدم عذرخواهی می کنم

خیلی دوستون دارم

مراقب خودتون و خوبیهاتون باشین..

فعلا...


  
جمعه 1395/06/5 | 06:20 ب.ظ | یاد کن()


من جـــایی نرفتـــم

  تنها گوشـــه‌ای

از خـــودم  نشستــه‌ام

  همـــــین…..!


  
جمعه 1395/06/5 | 08:58 ق.ظ | یاد کن()


فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ...

اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند!

فقط او میتواند مرا بشناسد!

او حتماً می فهمد ...

می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم

را چكه چكه در گلوی خشك سایه ام چكانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت !

" صادق هدایت"




  
جمعه 1395/06/5 | 08:55 ق.ظ | یاد کن()


تنهایی

داشتم به این واژه فکر می کردم..


تنهایی ...مجبور باشی سکوت هم کنی..مجبور باشی بغض هم کنی..


آه باز هم سکوت..سکوت و سکوت...

سکوت به احترام چی؟ به احترام تنهایی؟؟!!

واقعا جالبه...

تنهایی سکوت کنی؟!!

اهای گمشده آدم تو تنهایی هاش فریاد میزنه

می فهمی فریاااد

پ.ن:خودم رو پیدا کردم اما غریبه تر شدم..باخودم..

یادآوری نوشت:


هر از گاهی خودت را از " خودت " طلب کن 


شاید گم شده باشی ...




  
پنجشنبه 1395/06/4 | 01:11 ق.ظ | یاد کن()


فرشته گفت:

پس قرارمان این باشد

هر چه انسان روی زمین انجام داد

نتیجه اش را ببیند

خدا گفت: غیر از دل شکستن

که جواب آن را خودم مے دهم


  
چهارشنبه 1395/06/3 | 07:22 ب.ظ | یاد کن()



سکوت

چه هیاهویی دارد این سکوت

حرف هایی که در سکوت زده می شوند

عاشقانه هایی که در سکوت گفته می شوند

بغض هایی که در سکوت ترکیده می شوند

و مرگی که در سکوت اتفاق می افتد

آری سکوت پر از ناگفتنی هاست، پر از فریاد هاست

گوش دل خواهد و چشم دل

گمشده


  
دوشنبه 1395/06/1 | 08:47 ق.ظ | یاد کن()


چو پرنده ای که تنها،


همه روز را پریده


پی جفت خویش و اکنون


به دم غروب غربت


نفس تشستنش نیست


چه کنم خدای من!


چاره ی خسته بالی ام را


منم آن مسافر ره،


که به ایستگاه فردا،


همه عمر،حمل کردم،


به هزارگون مشقت


چمدان خالی ام را


استاد شفیعی کدکنی




  
دوشنبه 1395/06/1 | 12:48 ق.ظ | یاد کن()



خداحافظ، توی ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


پ.ن:خداحافظ دوست گلم


برات بهترین ها رو آرزو می کنم


امیدوارم دوباره که دیدمت


قشنگ ترین لبخند ها روی لب تو باشه..


به امید دیدار..



  
یکشنبه 1395/05/31 | 10:56 ق.ظ | یاد کن()


هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن

چرا این همہ غم انگیز است

هیچ گاه نفهمیده ام چرا مےگویند

آدمها با قلبهایشان عاشق مےشوند

وقتے کہ من همیشہ عشق را

در گلویم احساس مےکنم


  
یکشنبه 1395/05/31 | 01:18 ق.ظ | یاد کن()


 دلم که تنگ میشود

دست به دامان پنجره ها می شوم

دلم که تنگ می شود

بوی خاک باران خورده به دادم می رسد

خاک باران خورده برگهای خیس

خدای مهربان

تنهایی که فشار می آورد

همه نیست می شوند!

پ.ن:دلتنگمو دلگرفته..

خداجون ...


آه سکوت می کنم...


  
جمعه 1395/05/29 | 10:07 ب.ظ | یاد کن()


صدای آب می آید

مگر در نهر تنهایی

چه می شویند ؟

لباس لحظه ها پاک است



  
جمعه 1395/05/29 | 11:46 ق.ظ | یاد کن()


خــــــــــدایـــــــا

ایــن  ســَــرنــوشــتــی  کـه  بـرایـــم  تــَـجـویـــز  کـــــردی

عـــــوارضــــــش  زیــــــاد  اَســــــت


ســیـــنــــه ام  مـیــســــــوزد


چـشــمـــــــانــَـــم  خـیــــــس  مـیــشـــــــود


گــَــلـــــویــــَـــم  مـیـــــگـیــــــرد


نــَــفـــســـــــم  تـــَــنــــگ  مـیـــشـــــــود .


راســـــتــــی  خـــــــــــدا


مــدتـــــهــاســت  سـَـــرم  درد  مـیـکــُـــــنـد


دُکـــتــــرهــا  مـیگـویـــنــــد :

تــــوده ای  از  حـــرفـهـــای  نـَگـُـفـتــه  در  سـَـــر  دارے . . .


  
پنجشنبه 1395/05/28 | 08:51 ب.ظ | یاد کن()


میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد






  
پنجشنبه 1395/05/28 | 10:27 ق.ظ | یاد کن()


این روزها من


خدای سکوت شده ام


خفقان گرفته ام تا


آرامش اهالی دنیا


خط خطی نشود...


اینجا زمین است


اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است


اینجا گم که میشوی


بجای اینکه دنبالت بگردنن


فراموشت میکنند.........




  
چهارشنبه 1395/05/27 | 07:33 ب.ظ | یاد کن()


چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم…

که مبادا کسی آنرا بدزدد و عاشقمان کند

غافل از اینکه برای عاشق کردنمان ، عقلمان را مید‌زدند….

و بعد ما میمانیم و “قلبی” که اندیشیدن بلد نیست!!




  
چهارشنبه 1395/05/27 | 01:57 ق.ظ | یاد کن()


بعد از مـرگـم

قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید

من و دلـــم هیچ گاه

آبـمـان توی یک جـوی نرفت…




  
دوشنبه 1395/05/25 | 10:22 ق.ظ | یاد کن()


گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ،

میتوان بغض کرد ، میتوان بارید


گاهی دور از چشم مدادرنگی ها هم میتوان نقاش شد ،

میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد


اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را

 پشت هیچ فردایی پنهان کرد !


  
دوشنبه 1395/05/25 | 03:16 ق.ظ | یاد کن()


غم که نوشتن ندارد …

نفوذ می کند در استخوان هایت ،


جاسوس می شود در قلبت ،


و آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون …



  
شنبه 1395/05/23 | 01:46 ق.ظ | یاد کن()


ﺩﺭﺩ ” ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﯾﺪ

ﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺸﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ


ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﮐﻪ، ﺑﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻥ


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ،


ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ،


ﺑﻌﻀﯿﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ،


ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ


ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ …


ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ،


ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻥ “ﺧﻮﺑﻢ ” ، ” ﺧﻮﺑﯿﻢ ” …


ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺑﻢ …


ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭﯾﺪ؟ …


  
جمعه 1395/05/22 | 02:04 ق.ظ | یاد کن()


نهﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ

ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ


ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ


ﻣﺜـﻞ ﺩی


ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ


ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ


ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــــــﺎﻥ


ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ


ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ


ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ


ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــن


ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ


  
پنجشنبه 1395/05/21 | 12:09 ب.ظ | یاد کن()


دوباره من و تنهایی

دوباره بغض نفرت انگیز

دوباره صدای وحشت آور سکوت

دوباره آرزوهایی که به خاک سپرده میشوند

آرزوهایی که به آتش کشیده می شوند،

دود می شوند،خاکستر می شوند در قلب فروخفته من

دود میشوند و در چشمان اشکبارم فرود می آیند

قلبم قبرستان آرزوها

خاکستر آرزو ها

قلبم فریاد آه ها

قلبم از جنس درد

دردی از سکوت

دردی از درد....


"گمشده"




  
چهارشنبه 1395/05/20 | 12:18 ب.ظ | یاد کن()


سلام..

ببخشید خیلی سریع میگم چون میدونم دلتون میخواد بدونیین نتیجم چطور بود....

بد بود..چیزی که میخواستم نشد..ترجیح میدم سکوت کنم...

ببخشید ولی حالم خوب نیست نمیتونم جواب نظراتتون رو بدم

فقط برام دعا کنین که بتونم روحیم رو بدست بیارم و به خودم برگردم...



  
چهارشنبه 1395/05/20 | 12:08 ق.ظ | یاد کن()


نگران نباش

اینجا همه چیز همان است كه

باید باشد

اینجا همه چیز بوی بی تفاوتی می دهد

بوی بی مهری

اینجا پاییز دلگیرشان می كند

دریغ از نگاهِ آشنایی كه روی خش خش برگهای پاییزی قدم زنان بیاید . .

نگران نباش

اینجا همه همانند كه سهراب گفت ” دانه های دلشان پیدا نیست “

حالا با خیالِ آسوده

محكم قدم بردار

اینجا كسی انتظار آمدنِ كسی را

ندارد


  
سه شنبه 1395/05/19 | 11:00 ب.ظ | یاد کن()


 

ماه در اوج آسمان می رود


و ما در گوشه ای از شب


همچنان به گفتگوی دست ها


گوش فرا داه ایم و ساکتیم


و در چشم های هم یکدیگر را میخوانیم


در چشم های هم یکدیگر را می بخشیم


و من همه دنیا را در چشم های او می بینم


و او همه ی دنیا را در چشم های من میبیند


و ما در چشم های هم ساکتیم


و در چشم های هم می شنویم


و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم


یکدیگر را می بینیم


و چشم در چشم هم


و گوش به زمزمه لطیف و مهربان دست ها خاموشیم


و ماه در اوج آسمان می رود


دکتر علی شریعتی 1343





  
دوشنبه 1395/05/18 | 09:14 ق.ظ | یاد کن()


در من کوچه‌ای است

که با تو در آن نگشته‌ام

سفریست

که با تو هنوز نرفته‌ام

روزها و شب‌هاییست

که با تو به سر نکرده‌ام

عاشقانه‌هایی

که با تو هنوز نگفته‌ام




  
یکشنبه 1395/05/17 | 05:21 ب.ظ | یاد کن()


تماشاگه سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم

چه آسان لحظه هارا به کام هم تلخ میکنیم

و چه ارزان به اخمی

میفروشیم

لذت باهم بودن را

چه زود دیر میشود و نمی دانیم که شاید فردایی نباشد




  
یکشنبه 1395/05/17 | 08:10 ق.ظ | یاد کن()


عاشق شدن چیز ساده ای سـت

آنقدر که همه ی انسان ها توان تجربه کردن آن را دارند

مهم عاشق ماندن است

بی انتها

بی منت

تا ابد




  
شنبه 1395/05/16 | 09:28 ب.ظ | یاد کن()


 

چگونه می توان فریاد زد

و غرور بی باوری ها را شکست

و چگونه می شود برای واقعیت ها

که کلام انسان واقع بین است کوشا بود.

 

ما به امیدی که شب را سپری خواهیم کرد

اما در انتظار سپیدی فردا در چنگ جغدان اسیر شدیم

و در زندان اسارت مردیم.

 

ما به امیدی که فردایی آزادتر و پر فروغ تر را به آغوش خواهیم گرفت

نغمه سرای باغ هستی شدیم

و حال روز های غم گرفته را در عزای فردا سپری میکنیم.

 

دلا تو اگاهی

و از یاد نخواهد رفت

آن سخن های بی آهنگ و بی آلایش انسان هایی که نوید انسان دوستی را

سالیان دراز است بی عمل سپری می کنند.

 

گل تازه شکفته بودیم

ولی در انتظار سپیدی صبحگان

و در آرزوی زندگی انسانی پژمرده شدیم

 

ما در هر آن بوسیله جغدان شب پره محکوم به اعدامیم

و روزها و شب ها حلقه های دار را بر گلوی خون فشان خود نظاره گریم

چراکه محکوم به بیان حقیقتیم

و بهتر است گویای این باشیم

که حقیقت تلخ است

از:ایرج محمودجانلو(پدرجانم)


  
شنبه 1395/05/16 | 08:03 ق.ظ | یاد کن()


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


  
شنبه 1395/05/16 | 02:09 ق.ظ | یاد کن()


شکست داده ام …

تنهایی را ….

از وقتی که یادت …

هیچ وقت تنهایم نگذاشته است….



  
جمعه 1395/05/15 | 08:35 ب.ظ | یاد کن()


 صفحه هــا: 1 2 3 4 5 6

قالب متحرک Roza ×